مرگ نور | نویسنده طاهر بن جلون

مرگ نور | نویسنده طاهر بن جلون
ما مدفون شده بودیم. ما را زیر خاك كرده و سوراخ كوچكی برای تنفس باقی گذاشته بودند. اندازه سوراخ فقط در آن حد بود كه حداقل هوای لازم برای نفس كشیدن تو بیاید، كه آنٌ‌قدر زنده باشیم و آن‌قدر در شب زندگی كنیم تا تاوان لازم را پس بدهیم. در این زندان، سرعت مرگ را طوری تنظیم كرده بودند كه به آرامی بیاید سراغ‌مان، تفریح‌كنان بیاید و همه وقت آدم را به خود مشغول كند.

ادامهٔ نوشته

امتیاز بدهید:

کوهولین «تراژدی در یک پرده» | نویسنده غزاله علیزاده

کوهولین «تراژدی در یک پرده» | نویسنده غزاله علیزاده
موضوع این اثر درباره ی پهلوانی است که با دستان خویش بدون آنکه چیزی بدانند فرزندان خود را از بین می برند. دو اثر از میراث مشترکی برخوردار هستند.

ادامهٔ نوشته

امتیاز بدهید:

خانه ادریسیها | نویسنده غزاله علیزاده

خانه ادریسیها | نویسنده غزاله علیزاده
خانه ی ادریسی ها، خانه ای بزرگ و قدیمی است خانه ای در شهر عشق آباد. کرختی و خمودگی و زندگی در گذشته از مشخصات اصلی ساکنان خانه ی ادریسی هاست. آوای بوف : شخصیت هایی که از جهان حقیقی بریده و در جهان خیالی خو و با معشوقه های خیالیشان به سر می برند. زمانی که زندگی و جامعه و حکومت به سمت کهنگی می رود چیزی نو می آید تا جایگزین آن شود. در اینجا نهضتی نو بر حکومت کهنه ی پیشین پیروز شده و با پرچم عدالت به شهر عشق آباد می آید تا داد ستمدیدگان را بستاند

ادامهٔ نوشته

امتیاز بدهید:

خواب باران | نویسنده وجیهه سامانی

خواب باران | نویسنده وجیهه سامانی
«خواب باران» رمانی از وجیهه سامانی (-۱۳۵۵)، نویسنده معاصر است که با نثر و بیانی لطیف و روان، و نگاهی واقع‌بینانه به مسائل اخلاقی و اجتماعی جوانان، تلاش می‌کند در پس قصه‌ای عاشقانه، تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه کند و مرز باریک میان تردید و ایمان را به‌درستی به تصویر بکشد:

ادامهٔ نوشته

امتیاز بدهید:

خانه‌ي روبرو | حسن کریم‌پور |

خانه‌ي روبرو | حسن کریم‌پور |
رمان حاضر، فراز و نشیب‌های زندگی دختری به نام «سپیده» است. «سپیده» در کنار خانواده‌اش در تهران زندگی می‌کند. او تصمیم به ازدواج ندارد، امّا عمّه‌اش با درخواست‌های مکرّر او را برای پسرش «حمید» خواستگاری می‌کند. «سپیده» سرانجام با مخالفت‌های شدید خانواده، به «حمید» جواب رد می‌دهد، در حالی که عاشق فردی لاابالی به نام «سروش» شده و برای زندگی به اروپا می‌رود. او به تحصیل ادامه می‌دهد و پزشک متخصّص می‌شود، اما در طول زندگی با «سروش» تجربه‌های تلخی را از سر می‌گذارند. سرانجام «سروش» او را در حالی که دو بچّة کوچک دارد رها می‌کند. «سپیده» همراه دو فرزندش به ایران بازمی‌گردد و «حمید» را وفادار به عشق خویش می‌یابد

ادامهٔ نوشته

امتیاز بدهید:

عشق و مرگ | اسماعیل فصیح |

عشق و مرگ|اسماعیل فصیح|
«اسماعیل فصیح» در این رمان پنج سال نخست زندگی دانشجویی «جلال آریان» در آمریکا را به تصویر کشیده است. داستان با شرح زندگی «پروفسور فراهام» استاد شیمی جلال آغاز می‌شود. مردمی که در نخستین سال‌های دبیرستان به دختری دل می‌بندد و پس از چندی با او ازدواج می‌کند. این پیوند به رغم نازایی زن چهل سال به طول می‌انجامد و پس از آن هر دو پروفسور و همسرش می‌میرند. داستان با دلباختگی جلال به دختری نروژی الاصل ادامه می‌یابد که به ازدواج جلال و «آنابل» منجر می‌شود. این در حالی است که همسر جلال به هنگام اولین وضع حمل به همراه کودکش می‌میرد و جلال به اجبار با کشتی کویین ماری سابق، در مدت زمان چهارده شبانه‌ روز از امریکا به اروپا و سپس به ایران باز می‌گردد تا در ایران بماند و تدریس کند…..

ادامهٔ نوشته

امتیاز بدهید:

1 2 3 98